الشيخ رسول جعفريان
743
رسائل حجابيه (فارسى)
گفت : به خدا سوگند نزد پيغمبر مىروم و قصّه را مىگويم . وقتى نزد پيغمبر رسيد و پيغمبر او را ديد : پرسيد : اين چيست ؟ قصّه را عرض كرد . جبرئيل با آيهء فوق نازل گرديد . « 1 » و نيز از محمد بن يعقوب كه سند را متصل كرد به حضرت صادق عليه السلام كه آن حضرت فرمود : خدا بر چشم فرض كرد كه نگاه نكند به چيزى كه خدا بر او حرام كرد ؛ و چشم بپوشد از آن چيزى كه خدا بر او نهى نمود و بر او حلال نيست ؛ و خدا امر كرد هر مردى را كه حفظ فرج خود بنمايد تا كسى بر او نگاه نكند ؛ و نهى كرد نگاه را به فرج برادر خود و امر كرد هر زنى را كه فرج خود را حفظ كند تا كسى بر او نگاه نكند ؛ و نهى كرد از اين كه به فرج خواهر خود نگاه كند . « 2 » و نيز از او به سند متصل به فضل بن يسار نقل است كه گفت : از حضرت صادق سؤال كردم كه آيا ذراع زن از جمله زينتى است كه خدا نهى كرده از ظاهر ساختن آن بر غير شوهرها ؟ فرمود : آنچه پائين خمار [ است ] از زينت و آنچه از پائين دستبند [ است ] از زينت است . [ قال : نعم ، و ما دون الخمار من الزينة ، و ما دون السّوارين ] . « 3 » و نيز از او به سند متّصل به حضرت صادق عليه السلام كه در جواب سائل كه سؤال كرد كه ، چه چيز حلال است از زن براى مرد نامحرم ؟ حضرت فرمود : صورت و دو كف و دو قدم . « 4 » و نيز از او به سند متّصل به حضرت صادق عليه السلام كه در اين آيه فرمود ، قول خداوند متعال « إِلَّا ما ظَهَرَ مِنْها » زينت ظاهره ، سرمه و انگشتر . « 5 » و نيز از او به سند متّصل به حضرت صادق كه در اين آيه فرمود : زينت ظاهره ، انگشتر و حلقهء بينى . « 6 » و از على بن ابراهيم به سند متّصل به حضرت صادق عليه السلام فرمود : هر آيهاى در قرآن كه در حفظ فرج وارد است مراد از آن زنا است ، مگر اين آيه كه مراد نظر است . « 7 » و على بن ابراهيم گفت : كه در روايت ابو الجارود از حضرت باقر عليه السلام از قول خدا « وَ لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا ما ظَهَرَ مِنْها » « 8 » پيراهن و سرمه و انگشتر و خضاب كف دست و دستبند . زينت سه تا است : زينتى كه براى همهء مردم باشد ؛ و زينتى كه براى محارم ؛ و زينتى كه مختصّ شوهر است . زينت همه مردم ( نامحرم ) پس آن را ذكر نموديم ؛ و امّا زينتى كه براى محرم است و پس آن
--> ( 1 ) . كافى ، ج 2 ، ص 30 ؛ تفسير البرهان ، ج 4 ، ص 59 ( ذيل آيه ) . ( 2 ) . كافى ، ج 2 ، ص 30 ؛ البرهان ، ج 4 ، ص 59 ( 3 ) . كافى ، ج 5 ، ص 520 ( 4 ) . كافى ، ج 5 ، ص 521 ( 5 ) . كافى ، همان . ( 6 ) . كافى ، همان . ( 7 ) . تفسير قمى ، ج 2 ، ص 101 ؛ البرهان ، ج 4 ، ص 60 ( 8 ) . نور ، 31 .